با کليک بر روي 1+ ما را حمايت کنيد
وسواس
منوي اصلي
موضوعات
آرشيو سايت
مطالب جديد سايت
تبليغات

 

 

قال على (عليه السلام):

«مَنْ بالَغَ فِى الْخُصُومَةِ اَثِمَ، وَ مَنْ قَصَّرَ فيها خُصِمَ»;

«كسى كه در خصومت و دشمنى زياده روى كند مرتكب گناه مى شود، و كسى كه در آن كوتاهى نمايد مغلوب مى گردد»(1).

شرح و تفسير

مسأله اعتدال و ميانه روى در همه چيز، از مسايلى است كه اسلام به آن دعوت مى كند. اين مسأله آن قدر مهمّ است كه حتّى به هنگام خصومت و دشمنى با دشمنان سر سخت، مطلوب مى باشد.

تجربه نشان داده است كه تندروى ها و كندروى ها همواره به مشكلات مختلفى ختم مى گردد، بدين جهت اصل «إعتدال» يك اصل فراگير است كه در كلّ نظام هستى حاكم است، در گردش سيّارات به دور خورشيد تعادل بسيار حسّاسى وجود دارد، به گونه اى كه اگر فاصله آن ها با خورشيد نزديك تر شود جذب خورشيد مى شوند و بر اثر حرارت خورشيد نابود مى گردند و اگر دورتر شوند از حوزه جاذبه آن فرار مى كنند و از انرژى خورشيد بهره نمى گيرند. اين تعادل و اعتدال در سيستم بدن ما انسان ها نيز عجيب و حيرت آور است، هرگاه تعادل به هم مى خورد فوراً بيمارى ها آغاز مى گردد.

پيام روايت

اين حديث شريف به ما مى آموزد كه ما هم بايد در زندگى شخصى خويش در همه چيز معتدل باشيم; حتّى در دشمنى ها و دوستى ها، در بحث ها و مناظره ها، در عبادت ها و كارها و فعاليّت هاى زندگى، در إبراز محبّت ها و غم و شادى ها، و خلاصه در همه چيز اعتدال را بايد مراعات كرد.

در تفسير آيه شريفه 143 سوره بقره (وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً)آمده است كه منظور از «كذلك» قبله مسلمان هاست; يعنى همان گونه كه قبله شما مسلمان ها در وسط شرق و غرب عالم و در وسط قبله يهود و نصارى مى باشد، خود شما هم امّتى متعادل باشيد(1).

ما اين مطلب را در شبانه روز حداقل ده بار از خداوند طلب مى كنيم: (اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ); «پروردگارا! ما را به راه راست، آن راهى كه غير از چپ و راست است، هدايت فرما!».

 

وسواس، یکی از شایعترین اختلالات و بیماریهای روانی در جامعه است که به عنوان معضلی همگانی بر عملکرد شغلی، تحصیلی و اجتماعی فرد و روابط او با اطرافیان، تأثیر می گذارد. این اختلال حتی از سنین کودکی دیده شده و در این دوران خطیر که مرحله اصلی رشد و نمو فکری و جسمی طی می شود، بر کارکرد فرد اثر می گذارد. این بیماری در سنین نوجوانی بخصوص با شروع بحران بلوغ و تضادهای درونی که نوجوان با آنها روبه رو است می تواند اختلال ایجاد کند.

تعریف، شیوع، انواع عوامل

ایجادکننده:

در اصطلاح روانشناسی، این بیماری «اختلال وسواسی ـ جبری» خوانده شده و از دسته «اختلالات اضطرابی» به شمار می رود. وسواس عبارت است از فکر، احساس یا تصورات عودکننده و مزاحم که برای شخص، ایجاد اضطراب می کند و اجبار به اعمال وسواسی (تشریفات) نیز فکر یا رفتاری آگاهانه و عودکننده نظیر شمارش یا اجتناب از چیزی ترسناک می باشد که برای خنثی سازی آن فکر خطرناک، انجام می شود و توسط آن، اضطراب فرد تخفیف می یابد و این چنین است که این عمل، با تکرار، برای فرد به صورت عادت در می آید. معمولاً وسواسها چنان شدید و وقت گیر هستند که موجب رنج و عذاب یا مختل شدن چشمگیر فعالیتهای شخص می شوند. افراد وسواسی می دانند که واکنشهایشان غیر منطقی یا نامتناسب است اما نمی توانند در مقابل آن از خود مقاومت نشان دهند.

میزان شیوع این اختلال در جمعیت عمومی حدود 3 ـ 2% است. در میان بزرگسالان احتمال ابتلای مرد و زن یکسان بوده ولی در نوجوانان، پسرها بیشتر از دختران دچار آن می شوند. غالبا فعالیت تشریفاتی مستقیما مربوط به ناراحتی ناشی از وسواس فکری است، مثلاً اعمال شستشو برای رفع آلودگی، انجام می شود یا اعمال وارسی که ناشی از ترس فرد از چیزی خطرناک است. مثلاً فرد می ترسد که مبادا اجاق را خاموش و یا در را قفل نکرده باشد. شایع ترین اشکال بالینی «شستشو» و «تمیز کردن» می باشد چون از نتیجه آلودگی مثل بیماری یا مرگ می ترسد.

امروزه با شیوع بیماری ایدز (بیشتر در جوامع غربی)، نگرانیهای وسواس راجع به آلودگی جنسی افزایش یافته است. افکار مزاحم، صرفا بدون عمل اجبارگونه ممکن است وجود داشته باشد، مثل افکار تکراری در باره عمل جنسی یا افکار پرخاشگرانه، تشریفات وسواسی مانند، منظم کردن اشیاء. برخی افکار، بر اساس عقاید خرافی شکل گرفته است مثل لمس کردن اشیاء، شمارش یا خواندن اوراد، شکهای وسواسی مثل شک در نماز و وضو اکثر وسواسها با کندی همراه است و وقت زیادی صرف آن می شود.

برخی علایم و اختلالات روانی مثل اختلالات خوردن، کندن مو، ناخن جویدن، دزدی اجبارگونه و افکار نگران کننده راجع به بیماری را نیز مشابه اختلالات وسواس ذکر می کنند.

در اغلب افراد دچار وسواس، اضطراب و خلق افسرده دیده می شود. در افرادی که دچار بیماریهای شدید روانی مثل «اسکیزوفرنی»(*)، اختلالات خلقی شدید، معتادین به مواد مخدر نیز رفتارهای وسواسی دیده می شود.

عوامل ایجادکننده دخیل در اختلال وسواس، متعدد است. از آن جمله با بررسیهای تصویربرداری مغزی ثابت شده که در این افراد امکان تغییرات ساختمانی در نقاطی از مغز، وجود دارد. و اختلالاتی در انتقال دهنده های عصبی و مواد مترشحه آنها مثل «سروتونین» دیده می شود. ژنتیک و وراثت، نیز در انتقال بیماری نقش اساسی دارد، چنانچه در 35% از بستگان درجه اول این افراد، وسواس وجود دارد. یادگیری و الگوبرداری از والدین و محیط نیز نقش اساسی در بروز این اختلال دارد، چرا که تجربیات اولیه زندگی باعث تثبیت این رفتار در شخص می گردد.

صفات شخصیتی دیده شده در افراد وسواسی از این قبیل است: اضطراب جدایی، مقاومت در برابر تغییر، اهل ریسک نبودن، دو دلی، افکار خرافی و جادویی (فرد خیال می کند به صرف اندیشیدن در باره واقعه ای می تواند موجب وقوع آن گردد، و این، موجب نگرانی او می شود)، دلبستگی زیاد به کار و کمال طلبی. اغلب وسواسها پس از رویدادهای بسیار ترس آمیز زندگی شروع می شوند. سیر این بیماری متغیر بوده و 30 ـ 20% آنها بهبود چشمگیری می یابند. هر چقدر شروع آن، در سنین پایین تری باشد و فرد به افکار خود تسلیم شود وجود وسواسهای غریب، پیش آگهی را بدتر می کند.

راهبردهای درمانی:

در ابتدای کار، باید علایم را برای بیمار توضیح داد. مصاحبه با بستگان آنها نیز اهمیت دارد، چرا که غالبا بیمار، اطرافیان را در رفتارهای وسواسی خود شریک می کند. اکثرا درمان دارویی (البته با تجویز پزشک) برای بیمار شروع می شود که بخصوص امروزه دارویی به نام «فلئوگزنین» مثمر ثمر است که البته به مقدار و مدت لازم باید مصرف شود. باید بیمار در مورد مصرف دارو، به خوبی توجیه شود چرا که گاه مقاومت در مقابل درمان دیده می شود. اما «روان درمانی» و بخصوص «رفتاردرمانی» نقش عمده ای در درمان این اختلال دارد. بر اساس الگوی رفتاری، درمان در صورتی مؤثر است که:

1ـ افکار وسواسی از ناراحتی همراه با آن جدا شوند.

2ـ به رفتارهای تشریفاتی که ترسهای وسواسی را به صورت منفی تقویت می کنند، خاتمه داده شود.

انواع رفتاردرمانی ها عبارتند از:

1ـ مواجهه و پیشگیری

2ـ حساسیت زدایی منظم

3ـ بازداری اندیشه (در افکار وسواسی)

4ـ درمان انزجاری

5ـ حواس پرتی.

توجه دادن فرد به توصیه های مذهبی در برخورد با وسواس و نادیده گرفتن شکهای بسیار و ارایه صحیح دستورات دین، بخصوص توسط اهل فن مثل روحانیون و دبیران معارف همچنین حمایت مداوم و منظم از بیمار توسط متخصص علاقه مند، دلسوز و مشوق که به کمک آنها بیمار قادر به ادامه فعالیت مثمر ثمر در زندگی باشد، نیز از راهکارهای لازم است.


 

 


 

 

مهارت‌های زندگی > خانواده  - ترجمه سپیده حسینعلی عراقی:
برای آنکه زندگی زناشویی‌تان به خوبی پیش رود، بی‌خود به‌دنبال شگردهای معجزه‌آسا نباشید.

در عوض، می‌توانید از برخی از تله‌هایی که احتمال دارد در درازمدت رشته‌های پیوند‌دهنده بین شما را سست و ضعیف کند، دوری کنید. در اینجا راهنمایی کوچکی در مورد عادات بدی که کاملا باید کنار بگذارید ارائه می‌دهیم!

1- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به یکدیگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، 4 شب تلویزیون خاموش باشد.

2- خانه‌نشینی

 به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نمی‌روید! مگر درهای آن رستوران دنج و کوچکی که آن‌قدر عاشق‌اش بودید‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هایی که با هم به سینما می‌رفتید و به بگومگوهای پرشور و حرارت می‌پرداختید  چی شد؟ و حالا فقط ماهی یکبار آن‌هم فقط برای دیدن دوستان بیرون می‌روید و احتمالا آنها هم برای بازدید پیش شما می‌آیند. دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، از پولی که برای مالیات آن کنار می‌گذاشتید، برای گردش و بیرون رفتن استفاده کنید!

3- ساعات اضافی

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا جز خوشایندی برای همسرتان نیست! تنها کافی‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هر ازگاهی کار را از یاد ببرید.

4- رسیدگی به وضع ظاهر

فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! دست از شلختگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

5- بی‌توجهی

یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است. زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

6- حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین‌جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی
دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد!

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

8- نبود برنامه

تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

9- سکوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید.

مرد ۶۱ ساله انگلیسی که صاحب یک خانه در روستایی در انگلیس به ارزش یک میلیون پوند است ، حدود ۵۰ تن انواع وسائل مختلف و زباله را در خانه اش جای داده است . والاس از نوعی مشکل روحی رنج می برد و بر اساس گفته های خودش ، این عادت جمع آوری اشیای مختلف ، به علت سختگیری های پدرش که یک افسر راهنمایی و رانندگی بوده ، در او ایجاد شده است . از سال ۲۰۰۵ میلادی به علت مرگ مادر ، که نقش مهمی در کنترل حالات روحی خاص ریچارد داشت ، وضع خانه او از کنترل خارج شد و مقدار زباله جمع شده در خانه او به حدی زیاد شد که در تصاویر ماهواره ای گرفته شده از طریق سیستم گوگل ارث نیز دیده می شد .

علي اسماعيلي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» درباره تعريف وسواس اظهار داشت: انجام دادن عملي كه مخالف ميل و اراده فرد است، وسواس نام دارد.
وي ادامه داد: يكي از دلايل گرايش افراد به سمت وسواس يادگيري است يعني فرد اين عمل را از نزديكان و اطرافيان خود فرا مي‌گيرد.
اسماعيلي افزود: گاهي فرد نسبت به حادثه‌اي كه برايش اتفاق افتاده است احساس گناه پيدا مي‌كند و براي رهايي از اين احساس، به سمت وسواس مي‌رود براي مثال شستن مداوم يك وسيله سبب آرامش فكر آنها مي‌شود.
اين روانشناس عنوان كرد: گاهي افراد معيارهاي سرسختانه‌اي براي خود ايجاد مي‌كنند و براي رسيدن به اين معيارها به سمت افكار اضافي مي‌روند.
وي اضافه كرد: كمال‌طلبي و مسائل ژنتيكي از عوامل ديگر گرايش افراد به وسواس است.
اسماعيلي درباره تقسيم بندي وسواس گفت: وسواس شامل عملي، فكري يا تلفيقي است. وسواس فكري مشغله‌هاي زيادي را در فرد ايجاد كرده و اضطراب شديدي را به فرد وارد مي‌كند.
وي بيان داشت: افرادي كه وسواس عملي دارند كمتر تحت فشار قرار مي‌گيرند همچنين درمان پذيري آنها بيشتر است.
اين روانشناس تصريح كرد: برخلاف تصور جامعه، مردان نيز دچار وسواس مي‌شوند و شيوع اين بيماري در هر دو جنس مساوي است اما رفتارهاي وسواسي در زنان مشهودتر از مردان است.
وي درباره شيوع اين بيماري در ايران بيان كرد: برخي افراد وسواسي بعضي از آيين‌هاي سنتي را نامناسب تفسير مي‌كنند براي مثال در عمل كردن به آيه نظافت اغراق مي‌كنند و همين اغراق به وسواس تبديل مي‌شود.
اسماعيلي درباره درمان وسواس اظهار داشت: دارو درماني بيشتر علائم وسواس را درمان مي‌كند اما رفتاردرماني به از بين رفتن اين بيماري بيشتر كمك مي‌كند

“وسواس” از اختلالات اضطرابی انسانهاست که پایه ی زیست شناختی دارد. وسواس گاهی از کودکی شروع می شود ولی نمونه های آن را در تمام گروههای سنی می توان مشاهده کرد.


این یکی از شایع ترین رفتارهای درونی انسان است و نیرویی بی ریشه ولی قویست که انسان را به انجام و یا بازداشتن از اعمالی وادار می کند. در آیاتی از قرآن کریم وسواس به معنی افکار بیهوده و مضری آمده که در ذهن خطور می کند. وسواس به عنوا بیماریی پیچیده ، آزار دهنده و اسارت آور معرفی شده است که شخص را مجبور می کند تا رفتاری بر خلاف میل و اراده انجام دهد و با آن که می داند افکار و رفتارش بیهوده است ولی خود را در رهایی از آن ناتوان می بیند.
مبتلا شدن یکی از اعضای خانواده به این اختلال، علاوه بر اینکه احتمال دارد الگوی دیگران مخصوصاً کودکان واقع شود. یقیناً اثر سویی در کارکرد نظام خانواده خواهد داشت؛ بطوریکه بیم آن می رود مسائل مهم زندگی مورد غفلت قرار گیرد و یا به علت ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه های وسواس نزد دیگران، خانواده از معاشرت با دوستان و اقوام دوری نماید. از این رو به شناسایی و راههای پیشگیری از آن می پردازیم به امید آنکه شاهد شکل گیری خانواده های سالم و بالنده باشیم.
به امید آن روز
تعریف وسواس :
“وسواس” عبارت است از رفتارها، عقاید ، افکار یا تصوراتی که تکرار شونده و پایدار هستند. برخی معتقدند که وسواس نوعی غریزه واخورده و ناخودآگاه است. حالتی که در ان فکر، میل یا عقیده ای خاص که اغلب وهم آمیز و اشتباه است، آدمی را در بند خود می گیرد، بطوریکه اختیار و اراده را از او سلب می کند.
نشانه های وسواس
۱– ترس : فرد وسواسی همواره می ترسد که دچار حادثه ناگوار شود( اگر از خیابان عبور کنم، تصادف خواهم کرد) بیمار حتی گاهی برای رهایی از ترس خود که البته کاملاً بی دلیل است دست به کارهای خطرناک می زند.
۲ – اجبار و لزوم : فرد در خود احساس الزام به انجام عملی دارد و ناچار است اعمال و رفتاری را به صورت اجباری انجام دهد، بطوریکه فرد با وجود آگاهی از بیماری اش خود را مجبور به انجام رفتارهای تکراری می داند.
۳ – احساس ناتوانی : در مواجهه با مشکل، احساس ناتوانی و درماندگی می کند و قادر به کنترل آن نیست.
۴ – دقت و نظم افراطی : فرد در تکرار رفتارهای وسواسی دقیقاً از نظم و ترتیب خاصی پیروی می کند که موجب آزار اعضای خانواده می شود.
۵ – پرخاشگری : گاهی برای انجام رفتارهای وسواسی دست به کارهایی می زند که با پرخاشگری و عصبانیت و حتی خودآزاری همراه است.
۶ – وارسی کردن : شخص وسواسی وقتی کاری می کند از انجام آن اطمینان ندارد. مثلاً موقع خروج از منزل دچار تردید می شود: «آیا در را قفل کرده ام؟» «آیا گاز را خاموش کرده ام ؟» و …
۷ – شک در انجام فرائض دینی : مثلاً هنگام نماز خواندن وقتی اعمال اولیه را انجام می دهد به این فکر می افتد که آیا تکبیرة الاحرام را گفته یا نه ؟ رکعت سوم است یا چهارم؟ وضو را صحیح انجام داده یا نه ؟
۸ – تکرار : فرد عملی را بارها انجام می دهد، مثلاً دست خود را بارها و بارها می شوید تا شاید آرام بگیرد.
۹ – آداب و رفتار خرافی : چنانچه فردی به این نوع وسواس مبتلا شده با شد به برخی از اشیاء خاص حساسیت نشان می دهد. ممکن است معتقد باشد اگر موقع خروج از منزل به شی ء خاص (قفل، دستگیره) دست نزند اتفاق بدی می افتد و یا اشیاء و روزهای خاصی را نحس و یا موجب بدشانسی می داند.
انواع وسواس
اختلال وسواس به صورتهای زیر نمایان می شود:
۱ – وسواس فکری: افکار و تصاویر ذهنی که خارج از کنترل هستند و فرد را تحت تأثیر قرار داده ، موجب ناراحتی او می شوند، مانند نگرانی دائم از وقوع یک حادثه و یا ترس از آلوده شدن به میکروب، عفونت و بیماری.
۲ – وسواس عملی : اعمالی اجباری هستند که بیمار بارها و برطبق نظم خاصی برای از بین بردن افکار وسواسی خود انجام می دهد، این کارها نه تنها جنبه منطقی ندارند بلکه کاملاً بیهوده به نظر می رسند، مانند:وارسی و یا شستشوی بیش از حد، شمارش ، دقت بیش از اندازه و ذخیره سازی یا انبار نمودن و … بطور کلی وسواس عملی همانند ترمزی فرد را از انجام کارها باز می دارد.
ریشه های خانوادگی وسواس :
علت وسواس دقیقاً شناخته نشده است ولی برخی از عوامل مؤثر در بروز آن را می توان ذکر کرد:
۱ – وراثت : فرزندانی که والیدن آنها به وسواس مبتلا بوده اند بیش از افراد دیگر به این عارضه دچار می شوند.
۲ – عوامل بیولوژیکی: در بیماری های خاص، بخشی از مغز دچار آسیب شده و فرد رفتار وسواسی از خود نشان می دهد که کاملاً جنبه بیولوژیکی دارد. اینگونه افراد حتماً باید برای دارو درمانی به روانپزشک مراجعه نمایند.
۳- یاد گیری : فرزندانی که با افراد وسواسی در خانواده تعامل بیشتری داشته باشند احتمال بروز بیماری در آنها زیادتر است.
۴ – سخت گیری : کنترل بیش از حد والدین نسبت به فرزندان احتمال برانگیخته شدن (شکل گیری) بیماری وسواس را در آنها بیشتر می کند.
۵ – بیماری دوران کودکی : گاهی آسیب های مغزی در دوران کودکی به دلیل ابتلا به بیماریهای مختلف نیز در بروز وسواس مؤثر است.
ویژگیهای اختلال شخصیت افراد وسواسی :
- معمولاً توانایی بیان عواطف گرم و لطیف را ندارند.
- به احساسات دیگران توجه نمی کنند و بر آنچه خود قبول دارند اصرار می ورزند.
- در انجام کار و مثمرثمر بودن، تمرکز افراطی دارند.
- سخت کوش هستند ولی به علت توجه زیاد به جزئیات ، قادر نیستند به اصل مسائل بپردازند.
- به علت ترس از اشتباه کردن، دچار تردید در تصمیم گیری هستند و احساس بلاتکلیفی می کنند.
- معمولاً کارها را ناتمام می گذارند.
- اغلب افرادی خشک به نظر می رسند.
- چون به شیوه ای از پیش تعیین شده بارها رفتاری را تکرار می کنند، عده ای آنها را ماشینهای زنده توصیف کرده اند.
توصیه های اساسی پیشگیری و درمان :
۱ – شرایط پرتنش خانوادگی ، بیماری وسواس را تشدید می کند، سعی کنیم محیط خانواده را آرام سازیم.
۲ – اعضای خانواده از قضاوت، انتقاد یا مسخره کردن رفتارهای وسواسی بیمار خودداری نمایند.
۳ – خانواده باید بپذیرد که وسواس نیز یک بیماری است، با درک این موضوع بهتر می توان به بیمار کمک کرد.
۴ – در بسیاری از موارد نباید منتظر پاسخ های درمانی سریع و آنی بود، بلکه باید هر گونه پیشرفتی (حتی اندک) را در درمان موفقیتی بزرگ دانست و آن را تقویت کرد.
۵ – در برخورد با بیمار از سرزنش های کلامی مانند «نکن» ، «نشور» و «مگر نمی دانی این کار را نباید بکنی: اکیداً پرهیز نمائیم، زیرا به جای کمک کردن موجب تشدید بیماری می شویم.
۶ – از مراقبت بیش از حد فرد مبتلا خودداری کنیم، اغلب بهتر است کاری با او نداشته باشیم.
۷ – سعی کنیم اعتماد به نفس بیمار را تقویت کنیم.
۸ – وسواس یک بیماری اضطرابی است با پذیرش بی قید و شرط و همدلی بیمار در تقلیل اضطراب او بکوشیم.
۹ – همکار و همیار بیمار باشیم تا زودتر به نتیجه برسیم، حمایت یکی از اعضای خانواده و یا یک دوست خوب می تواند روند درمانی را سرعت ببخشد.
۱۰ – رفتار درمانی نیازمند شکیباییش، بردباری و … است ، پس در بالا بردن پایداری، دانش و بردباری فرد بیمار تلاش کنیم.
۱۱ – ثبات و پایداری خود را در کمک به بیمار حفظ کنیم.
۱۲ – در روزهایی که بیمار آرامش دارد او را دلگرم و تشویق کنیم تا بتواند راه مثبت مبارزه با افکار ناخوشایند را تا انتها ادامه دهد.
آنچه که در بالا گفته شد عوامل کاهش دهنده و پیشگیری کننده است ؛ باید بدانیم که وسواس بیماری ای است که با خود درمانی از بین نمی رود و برای درمان باید به متخصص (روانشناس بالینی و یا روانپزشک) مراجعه کرد

 

zan2 مردان بهانه جو زنان وسواسی را به وجود می آورند

مردان بهانه جو زنان وسواسی را به وجود می آورند

یکی از بارزترین پیامدهای زندگی با مردان ایرادگیر و ریزبین را می توان ایجاد وسواس خفیف و یا گاهی شدید در زنان برشمرد…

 

تمایل انسان ها به برخورداری از وجه ای مناسب، قابل اعتماد و مطلوب در نزد دیگران از سبقه ای به قدمت تاریخ برخوردار است.

این موجودات اجتماعی، هماره خواهان داشتن ارتباطاتی هستند که طی آن از سوی دیگر هم نوعان خود مورد تمجید و تحسین قرار گیرند و از راه های گوناگونی جهت نیل به این مقصود بهره می جویند.

در این میان هستند اشخاصی که با گرفتن ایراد و انتقادهای بی مورد و بی جا، سعی بر ضعیف نشان دادن مخاطب خود دارند تا از این منظر برای خود کسب قدرت نمایند و موقعیت فردی و اجتماعی خود را قوت بخشند.

این پیامد اغلب و به صورتی چشمگیرتر در میان مردان جامعه مشاهده می شود و آن زمانی که این مردان منتقد دارای شخصیتی بدبین و شکاک نیز باشند، معضل حادتر شده و همسران و یا همکاران و حتی خانواده های آنان درگیر مشکلاتی می شوند که گاه لاینحل می ماند و به بروز اختلالات روانی در افراد منجر می شود.

علی جوادی؛ روان شناس در خصوص تأثیرات رفتاری این دست از مردان بر همسران و اطرافیان آنان در گفت و گو با آژانس خبری روز(دی نا) گفت: جای بسی تأسف است که مردان ایرادگیر تمام مشکلات و معضلات و رخدادهای ناگوار زندگی خود را به همسران، مادر و یا خواهر و حتی همکاران خود مرتبط می دانند و می توان گفت آنان همیشه و به صورتی دائمی مشغول تقسیم تقصیرات هستند تا از این راه خود را تبرئه نمایند و اجازه ندهند کسی نوک پیکان کم کاری و یا بی توجهی و بی مسئولیتی را در زندگی  به سوی آنان نشانه رود.

وی در ادامه تصریح کرد: مشکل از جایی آغاز می شود که این افراد نقاط قوت و رفتارهای مثبت اطرافیان خود و به ویژه همسرانشان را نمی بینند و یا در صورت مشاهده اهمیتی به آن ها نمی دهند، از این رو همسران این مردان دچار کمبود محبت و بذل توجه می شوند و در صورت تدوام این برخوردها و حرکات دچار مشکلات شخصیتی و رفتاری می شوند.

جوادی؛ یکی از بارزترین پیامدهای زندگی با مردان ایرادگیر و ریزبین را می توان ایجاد وسواس خفیف و یا گاهی شدید در زنان برشمرد و افزود: زنان؛ در طول زندگی با مردانی که دائماً از رفتارها و کارهای آنان ایراد می گیرند، قدرت تعقل و تمرکز کامل و جامع خود را از دست می دهند و در توالی زمان احساس می کنند هر کاری که انجام می دهند، مهم و یا کم اهمیت اشتباه و نادرست است و همین حالاست که شوهران آنان سر برسند و به بدگویی و نشان دادن رفتاری زننده و غیرانسانی در مواجه با کار آنان بپردازند.

روان شناس بالینی؛ در ادامه ی گفت و گو با گروه جامعه آژانس خبری روز(دی نا)؛ رفتارهای زنان در برخورد با چنین مردانی را گاهی بروز عکس العمل ها و واکنش های غیر طبیعی و شدیدالحن خواند و تأکید کرد: قهرها، نزاع و دعواهای طولانی مدت میان این زوج ها به ایجاد روابطی سرد و حتی جدایی منجر می شود، اما آن دسته از زنانی که به هر دلیلی در زندگی با این مردان می مانند و از سوی دیگر نمی توانند آنان را اصلاح کنند، سعی در اصلاح خود می نمایند به نحوی که دیگر جایی برای غرغرها و ایرادات بیجای مردان نماند، که این امر هرگز میسر نیست، زیرا هیچ فردی کامل و بی عیب نیست و از طرف دیگر این مردان به ایرادگیری به جا و درست نمی پردازند، بلکه دستمایه ی بهانه جویی های آنان، اتفاقات غیرواقعی و ساخته و پرداخته ی ذهن آن هاست.

علی جوادی؛ میزان بروز پدیده ی افسردگی های خفیف و یا حاد را در این زنان بسیار بالا و فزاینده نامید و گفت: زنانی که در رابطه با مردان ایرادگیر و بهانه جو هستند، به مرور زمان اعتماد به نفس و روحیه ی انسانی خود را از دست می دهند و از جایی که همواره از دست همسران خود عصبانی و خشمگین هستند و آن احساسات را به دلیل برخی ملاحظات بروز نمی دهند و یا کم تر ابراز می دارند، دچار افسردگی های مزمن می گردند و روابط آنان با گذشت زمان سیاه و سیاه تر شده تا به ورطه ی کامل نابودی کشیده می شود.

وی، وسواس را یکی از اصلی ترین پیامدهای زندگی با مردان بهانه جو و ایرادگیر برای زنان دانست و خاطرنشان کرد: این زنان دچار وسواس می شوند و تا پایان عمر، چنانچه به صورت خودآگاه درمان نشون، دیگر به هیچ عمل خود اطمینان نخواهند داشت و گاه شاهد خواهیم بود که خانه ی خود را در طول روز بارها نظافت می کنند و یا بچه ها را از شدت توجه و پاکیزگی کلافه می کنند و از ترس برخورد اشتباه با دیگران و سرزنش و نکوهش همسران خود، با اطرافیان قطع ارتباط می کنند و پیله ای قطور که مانع از پیشرفت و برخورداری آنان از زندگی سالم از لحاظ مادی، روانی و جسمی می گردد، به دور خود می کشند.

کارشناس روانشناسی بالینی، راهکار درمان خودخواسته و آگاهانه ی این اختلال را مستلزم کمک مردان و زنانی دانست که در این نوع رابطه ها قرار دارند و گفت: احساس رضایت اگر یک سویه باشد دیگر نمی تواند واقعی باشد و مردان باید بدانند نیمی از احساس شادی و رضایت کمک به ایجاد این احساس در شریک زندگی آنان است. مردان باید کاری کنند تا این احساس از زنان وسواسی دور شود که کسی را ندارند که به خاطر او بهبود یابند و یا پیشرفت نمایند.

در پایان، جوادی از مردان بهانه جو خواست تا با توجه و دقت در نکات مثبت بی شماری که زنان آنان دارا هستند دست از ذهن خوانی های اشتباه و نادرست خود بردارند و افزود:این گونه مردان باید درست زیستن را بیاموزند تا بتوانند با برخوردهای انسانی و صحیح، جایگاه واقعی زنان خود را ارج نهند و باور کنند زنان آنان به همان میزان که آنان انسان هستند، انسانند و باید از حقوق اولیه و طبیعی خود بهره مند گردند و هیچ شخصی این اجازه و حق را ندارد که حقوق مسلم فردی و اجتماعی را از آنان بگیرد و زنان را تبدل به موجودات ضعیف، حاشیه ای و بیمار سازد.

 

 

شیوع وسواس در میان زنان و مردان یکسان است و یکی از دلایل گرایش افراد به سمت وسواس یادگیری است یعنی فرد این عمل را از نزدیکان و از اطرافیان خود فرا می‌گیرد.

دکتر مائده سیفی، روانپزشک در گفتگو با ایسنا گفت: گاهی افراد معیارهای سرسختانه‌ای برای خود ایجاد می‌کنند و برای رسیدن به این معیارها به سمت افکار اضافی می‌روند.وی افزود: کمال‌طلبی و مسائل ژنتیکی از عوامل دیگر گرایش افراد به وسواس است. وسواس شامل عملی، فکری یا تلفیقی است. وسواس فکری مشغله‌های زیادی را در فرد ایجاد کرده و اضطراب شدیدی را به فرد وارد می‌کند.
دکتر سیفی تاکید کرد: افرادی که وسواس عملی دارند، کمتر تحت‌فشار قرار می‌گیرند و درمان‌پذیری آنها بیشتر است. برخلاف تصور جامعه، مردان دچار وسواس می‌شوند و شیوع این بیماری در هر دو جنس مساوی است اما رفتارهای وسواسی زنان مشهودتر از مردان است.


 

صفحات وبلاگ

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

تبليغات

عضویت در خبرنامه

تبليغات
لينک دوستان
امکانات

هدايت به بالاي