
بال مگس، دست چپ داماد، ۱۹۷۸ توپ ورزشی، ۱۰ راس آهوی وحشی، چشم های داماد، ۲هزار قطعه شکلات... تعجب نکنید، این ها همه مهریه هایی هستند که در سال های گذشته در دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شده اند

بال مگس، دست چپ داماد، ۱۹۷۸ توپ ورزشی، ۱۰ راس آهوی وحشی، چشم های داماد، ۲هزار قطعه شکلات... تعجب نکنید، این ها همه مهریه هایی هستند که در سال های گذشته در دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شده اند

فکر می کردی همه چیز مرتب است، زندگی ات مثل خیلی از زندگی های دیگر برای خودش مشکلاتی داشت اما خب! عشق همچنان سوسوی کم نور اما پرقوتش را داشت
این زن به همراه دوست خود در جلسه دادرسی دادگاه حاضر شد و درخواست جداییاش را به قاضی دادگاه ارائه کرد و گفت: سال 88 به عقد همسرم درآمدم و به دلیل نامساعد بودن وضعیت مالی او از برگزاری جشن عروسی خودداری کردیم. اما متاسفانه این محبتها از طرف من به یک نوع وظیفه تبدیل شده بود. بعد از گذشت مدت کوتاهی از ازدواجمان، رفتارهای همسرم تغییر کرد به طوری که خانواده او اعتراض زیادی نسبت به رفتارهایش با من داشتند اما من با سکوت سعی میکردم خود را نسبت به تغییر رفتار همسرم بیتفاوت نشان دهم تا شاید با گذشت زمان رفتارهایش عادی شود
زنی در دادگاه گفت: همسرم ماهیانه 450 هزار تومان حقوق میگیرد در حالی که قبل از ازدواج به دروغ گفته بود که ماهیانه یک میلیون تومان درآمد دارد، من به دلیل دورغگویی همسرم خواهان جدایی هستم.
زوجی در دادگاه خانواده حضور یافتند و در خواست طلاق توافقیشان را به قاضی دادگاه ارائه کردند. زن جوان با شروعشدن جلسه دادگاه، خطاب به قاضی عنوان کرد: همسرم فردی دروغگو است و با این روش به راحتی توانست من را فریب داده
در يك بازبيني مطالعاتي جديد از سوي متخصصان دانشگاه آريزونا معلوم شد افرادي كه طلاق ميگيرند در مقايسه با افراد متاهل بيشتر در معرض خطر مرگ زودرس هستند.
اين ارزيابي روي بيش از ۳۰ مطالعه قبلي انجام گرفته است. اين متخصصان دريافتند خطر مرگ زودرس در افراد مطلقه نسبت به اشخاص متاهل ۲۳ درصد افزايش پيدا ميكند.
پروفسور ديويد اسبارا متخصص روانشناسي در اين دانشگاه تاكيد كرد: خطرات مرتبط با طلاق شبيه به ساير فاكتورهاي خطرزا براي سلامت انسان نظير كشيدن ۱۵ نخ سيگار در روز، محدوديت تحرك بدني و ورزش، داشتن اضافه وزن و مصرف شديد الكل است.
به نوشته روزنامه سان، اين مطالعه كه اخيرا در مجله «دورنماي علوم روانشناسي» منتشر شده ۳۲ بررسي قبلي را مورد بازبيني قرار داده كه در آنها به طور كلي بيش از ۶.۵ ميليون فرد بزرگسال از ۱۱ كشور مختلف جهان از جمله امريكا حضور داشتهاند. به علاوه تمام مطالعات قبلي طي يك دوره بلندمدت ۲۷ ساله صورت گرفتهاند.
زنان در صورت طلاق یا درگذشت همسرشان دچار عارضه ای می شوند که مردان مشابه به چنین عارضه ای دچار نمی شوند.
خانواده سبز با ذکر مطلب بالا نوشت:زنان مطلقه یا همسر از دست داده به عارضه ریزش مو دچار می شوند.
این عارضه ابتدا ضخامت موی چنین زنانی را کم می کند و سپس این نقیصه باعث ریزش مو می شود.
یش از این موسی غضنفرآبادی عضو کمیسیون قضایی مجلس که از مخالفان ثبت ازدواج موقت بود گفت: «ثبت ازدواج موقت تبعاتی دارد و جامعه اماده پذیرش این موضوع نیست. متاسفانه در هیچ کجای لایحه حمایت از خانواده به آسیبهای اجتماعی، روانی و اقتصادی در رابطه زوج و زوجین پرداخته نشده است، همانطور که بر حفظ بنیان و تحکیم خانواده نیز دراین لایحه پرداخته نشده است و اینجای بحث دارد. از طرفی براساس اصل ۴ قانون اساسی تمامی قوانین و مقررات کشور باید براساس موازین اسلامی باشد اما الزامی شدن ثبت ازدواج موقت در هر شرایطی مخالف این اصل قانون اساسی است.»
با این حال میرصادق سعادتیان، مدیرکل ثبت اسناد تهران در پاسخ به اینکه گفته شده است ثبت ازدواج موقت در دفترخانهها متوقف شده گفت: «دفترخانههای ازدواج موظف به ثبت ازدواج موقت و دائم هستند. بر اساس قوانین مدنی موجود زوج در صورت ازدواج موقت یا مجدد باید رضایت همسر و یا حکم قضایی داشته باشد که پس از طی مراحل قانونی این ازدواج ثبت میشود. ولی اینکه افراد بدون رضایت همسر و یا حکم قضایی بخواهند ازدواج مجدد و موقت خود را ثبت کنند قانون به ثبت اسناد این اجازه را نمیدهد.»
مدیرکل ثبت اسناد تهران در پاسخ به این پرسش که چرا آمار ازدواج و طلاق این اداره با ثبت احوال تهران مغایرت دارد گفت: «دلایل زیاد است ولی یکی از مهمترین آن ثبت ازدواج و طلاق ایرانیان خارج از کشور است که از طریق کنسولگریها مستقیم توسط ثبت احوال انجام میشود و در ثبت اسناد ثبت نمیشود.»
پیش از این محمد ناظمی اردکانی رئیس سازمان ثبت احوال کشور با اشاره به اینکه آمار ازدواج موقت و مجدد که بصورت اقرار نامه است در سازمان به ثبت میرسد گفته بود: «آمارهای مربوط به ازدواج و طلاق که از سوی سازمان ثبت احوال ارائه میشود کاملتر و دقیقتر از آمارهای سازمان ثبت اسناد است. براساس قانون، سازمان ثبت احوال مسئول ارائه آمار و اطلاعات تحولات جمعیتی است و این وظیفه را بر عهده دارد.»
پسرم این منظره که پدرش , مادرش رو در اغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یک جزئ شیرین زندگی اش شده بود. همسرم به پسرم اشاره کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در آغوش فشرد. من روم رو برگردوندم, ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیم رو عوض کنم. بعد اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم. همون مسیر هر روز, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و در ورودی.دستهای اون دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون رو حمل می کردم,
درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در اغوش گرفتم به سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم. انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد. پسرمون رفته بود مدرسه, من در حالی که همسرم در اغوشم بود با خودم گفتم: من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیکی در زندگی مون توجه نکرده بودم. اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم, وقتی رسیدم بدون این که در ماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم, نمی خواستم حتی یک لحظه در تصمیمی که گرفتم, تردید کنم. "دوی" در رو باز کرد, و من بهش گفتم که متاسفم, من نمی خوام از همسرم جدا بشم! اون حیرت زده به من نگاه می کرد, به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فکر نمی کنی تب داشته باشی؟ من دستشو کنار زدم و گفتم: نه! متاسفم, من جدایی رو نمی خوام, این منم که نمی خوام از همسرم جدا بشم. به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم.
زندگی مشترک من خسته کننده شده بود, چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم. زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود نه به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده بودیم. من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو در آغوش گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش حمایت خودم داشته باشم. "دوی" انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت. من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم. یک سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم. دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟ و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم : از امروز صبح, تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم, تو روبا پاهای عشق راه می برم, تا زمانی که مرگ, ما دو نفر رو از هم جدا کنه. جزئیات ظریفی توی زندگی ما هست که از اهمیت فوق العلاده ای برخورداره, مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک رابطه, مهم و ارزشمندند. این مسایل خانه مجلل, پول, ماشین و مسایلی از این قبیل نیست. این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی افرین نیستند. پس در زندگی سعی کنید: زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون کنید. چیزهایی رو که از یاد بردید, یادآوری و تکرار کنید و هر کاری رو که باعث ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه, انجام بدید. زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه. این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید. اگر این داستان رو برای فرد دیگه ای نقل نکنید هیچ اتفاقی نمی افته. اما یادتون باشه که اگه این کار رو بکنید شاید یک زندگی رو نجات بدید