با کليک بر روي 1+ ما را حمايت کنيد
فال, دانلود,عکس, مدل, ژورنال,اس, داستان , سرگرمی تفریحی بانوان
منوي اصلي
موضوعات
آرشيو سايت
مطالب جديد سايت
تبليغات

 

امیرالمومنین وقتی میگویند"فرصتها سریع از دست میروند و بسیار دیر بازمیگردند" دارند از یک واقعیت در عالم صحبت میکنند نه اینکه صرفا یک حرفی برای انگیزه دادن به مردم زده باشند! "تسویف"، یعنی به تاخیر انداختن کار خوب، از تکنیکهای مهم شیطان است که ما باید برخلاف آن عمل کنیم؛ یعنی چه؟ یعنی ذهنمان دائم مترصد باشد که هیچ فرصتی را برای کار خوب از دست ندهد. برای کارهای خیرمان نقشه داشته باشیم.

 

کار خیری که فرصتش کم پیش میآید: قربانی!

 

تعریف و سابقه ی تاریخی:

 

اما موضوع بحث امشبم درمورد "اغتنام فرصت" نیست! میخواهم درمورد موضوعی صحبت کنم که خیلی خیلی کم فرصتش برای انسان پیش می آید؛ و اگر پیش آمد و انسان استفاده نکرد پیامدهای سنگینی هم برای او دارد. : "فرصتِ قربانی دادن" (قربانی= چیز ارزشمندی را "برای قرب به خدا" از دست دادن) قله ی "قربانی"، شهادت است، و در دامنه ش انواع قربانیهای دیگر، انفاق و... قربانی دادن هم درطول تاریخ یک سنت رایج بوده از داستان هابیل و قابیل در ابتدای خلقت...تا زمانی که یهودیان می آیند نزد پیامبر و می گوییند علامت پیامبران این است که یک قربانی بکنند برای خدا اگر ما دیدیم که قبول شد، می فهمیم که راست میگویند...که وحی شد"بگوجز این بود که آن پیامبرانی که این علامت را هم برایتان آوردند کشتید؟!"  و یا مثلا در روایت است که پیروان عیسی قرار شد چهل روز عبادت کنند، و بعد برای اینکه ببینند قبول است این عباداتشان یا نه، یک قربانی بدهند ببینند قبول شده یا نه؛ که بعد فقط قربانی یک نفر قبول نشد و عیسی(ع) پرسید که چرا؟ وحی شد که او تهِ دلش گاهی به ولایت تو شک دارد. کسی که ولایت ولی خدا را قبول نکند، عبادت و قربانی ش هم قبول نیست...

 

فلسفه ی قربانی:

 

قربانی دادن و اهمیتش، یک پیام و فلسفه ی خاصی دارد. این که : انسان، در این دنیا دارا نمی شود تا از دارایی اش لذت ببرد. بلکه دارا میشود تا –بعد از علاقه مند شدن به آن دارایی- به وسیله ی آن دارایی به خدا تقرب بجوید.

 

مثلا انسان دارای نعمتِ "جان" است، برای اینکه همیشه آرزوی شهادت کند! همیشه از خدا تقاضا کند که فرصتی به او بدهد و جانش را بعنوان قربانی از او بپذیرد. البته سختترین قربانی دادن، دادنِ جان یا مال نیست. سختترین قربانی، دادن "آبرو" است؛ انسان مال خرج میکند که به مقام و عزت برسد. و فرصت این قربانی بالاخص برای سیاسیون پیش می آید که ارزشمندترین داراییشان آبرو و جایگاهشان است. اما به طور کلی، هرکس هر دارایی ای که دارد، آماده باشد که یک موقع خدا از او قربانی میخواهد، و فرصتِ این "قربانی خواستن خدا" را باید دریافت؛ کم پیش می آید چنین فرصتی... خدا از ابراهیمِ خلیل الرحمن گرفت این فرصت را! برای همین بود که وقتی خدا آن گوسفند را فرستاد که بجای پسرش ذبح کند، ابراهیم(ع) دلش گرفت...

 

جهاد: یک فرصت کم یاب برای قربانی!

 

یکی از "فرصتها"ی قربانی، عرصه ی جهاد(جنگ) است؛ و به همین دلیل که بسیار کم پیش می آورد خدا چنین فرصتی را، به همین دلیل هم خیلی "غضب" میکند به کسانی که به این فرصت پشت کنند! در جنگ تبوک، یک عده ای بهانه آوردند که ما نمیتوانیم الان با شما بیاییم جنگ و کار و زندگی داریم و... آیه آمد:« فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِينَ

 

 اینهایی که 1 بار فرصتِ فرصت فداکاری و جهاد بهشان دادی، و عذر آوردند و نیامدند، اگر بعدا آمدند بگو هرگز به شما اجازه نمی دهم! شما بار اول که گفتم بیایید راضی به نیامدن و قعود شدید! ما نیازی به شما نداریم.»(سوره توبه- آیه 83) فرصت "اساسی"ست؛ اگر نشناسیش دیگر پیش نمی آید. سخن  از "فداکاری" به تنهایی گفتن چندان فایده ندارد، باید بر "فداکاری به موقع" تأکید کرد...

 

پیامدهای پشت کردن به فرصتِ فداکاری:

 

یکی از غضبهای خدا بر کسی که پشت میکند (تَوَلّوا) به فرصتِ کمیاب فداکاری، "استبدال" است؛ این یک اصطلاح قرآنیست؛ «ای مومنان! اگر شما خوب پای دین نایستادید، فکر نکنید منتظر شما می مانم! بلکه یک عده ای بهتر از شما می آورم که ...»(سوره مائده-آیه 54) و یا می فرماید « هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ

 

 وقتی گفته میشود انفاق کنید، بعضیها بخل می ورزند، بدانید خدا غنی ست، و شما فقرایید. اگر پشت کنید به این فرصت یک قوم دیگر را به جای شما می آورم که دیگر مثل شما نیستند.»(سوره محمد-آیه 47)

 

 

 

·        خطرناکترین غضب خدا، برای کسی که "به موقع، فداکاری" نمیکند:

 

ماهیت کربلا را اصلا بدون این بحث نمیشود توضیح داد؛ یک طرف داستان کرببلا، قربانی دادن های حسین(ع) هست؛ اما بحث مهمتر در این مورد را باید در فاز "عبرتها"ی کربلا جستجو کرد. بززرگترین عبرت عاشورا در همین بث اغتنام فرصت قربانی ست... :

 

پس گفتیم: اولا فرصت قربانی را غنیمت نشماری، ازت میگیرد و خدا و دیگر هم نمی دهد(جنگ تبوک) . ثانیا اگر به ولی خدا شک داشته باشی، قربانیت قبول نیست. ثالثا اگر "کم گذاشتی در قربانی کردن برای دین خدا"، خدا استبدالت میکند، چون نیازی به تو و قربانیت ندارد. همین؟! نه خیر! خطرناکترین سنت الهی دربرابر کسی ست که فرصتِ فداکاری برای دین را از دست بدهد و "اهمال" کند در این فداکاری، چه سنتی؟

 

«من لم یمشِ فی حاجة ولی الله؛ اُبتلیَ ان یمشی فی حاجة عدوّ الله»

 

کسی که در راه ولی خدا فداکاری نکرد؛ مبتلا خواهد شد به این که همان فداکاری را در راه دشمن خدا بکند!

 

کربلا برای مردم کوفه، همین "ابتلا" بود! باور کنید مردم کوفه یزید را دوست نداشتند! اصلا هیچ امید خیری از یزید برای کوفه نمیرفت؛ اما بدبختها "فداکاری کردند برای یزید"! جان خودشان را بردند برای یزید جنگیدند و کشته هم شدند!!!

 

چرا؟! چون آن روز که امیرالمومنین می گفت بیایید بجنگید، سستی می کردند. (نه این هم که "نیایند"ها! سه تا جنگ رفتند با امام علی! فقط جنگ صفین ش یک سال طول کشید! و آنهمه شهید داد کوفه؛ می رفتند، اما سست می رفتند؛ امام را ناراحت می کرد این سستی، تا جایی که امام، آن خطبه ی "یا اشباح الرجال و لا رجال ..." را خواند ...

 

آمدند پای رکاب علی(ع) ! اما از "کربلا" معلوم می شود که "خوب نیامدند"! و کاش جریمه ی این "خوب نیامدن"، حداقل "جهنم" بود؛ نه! خیلی بدتر از جهنم؛ به تلافی آن خوب نیامدن، خدا مبتلایشان کرد به ریختن خون حسین(ع)!!! جان خودشان را بدهند برای کشتنِ حسین(ع)!!!

 

مسئولین ما –به شکر خدا- آنقدر خوب هستند و مردم ما آنقدر هشیار هستند که اینجا کسی "برای جمع آوری مال" نرود مسئول بشود؛ اما توجه بکنند همه و بویژه مسئولین: فرصت قربانی را اگر از دست بدهند، اگر کم بگذارند برای ولی خدا، خدا با کسی شوخی ندارد!  حالا "استبدال" هیچی، آن "ابتلا" را چه خواهید کرد؟!

 

بعد ما اینها را با دانشجوها که گفتگو میکنیم، دانشجو میگوید "آقا پس آن کسی که نوکر بی جیره و مواجب اسرائیل شده، بدون اینکه چیزی بهش بدهند، دارد خودش را خرج اهداف دشمن خدا می کند، یک جایی حضرت امام را ناراحت کرده بوده؟!"... والا چی بگم؟! صحیفه ی نور هست، برید بخوانید خودتان...!

 

دوستان! "بدی" در روحِ لشکر کوفه، تصاعدی بالا رفت! طب چند روز، چند ساعت، اینها به این درجه از بدی رسیدند، فکر کنید به این معمای تاریخی که «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» خیلی حرفها دارد...

 

خدایا فرصت قربانی کردن داراییهایمان را یک روز به ما بده. و ما را در آن لحظه، از غافلین قرار نده. (علمایی داشتیم، تمام سال را احیا میگرفت که نکند یکی از این شبها شب قدر باشد و او نداند و حاجتش را در آن شب نخواهد از خدا؛ حالا چی بود حاجتت مگر که اینقدر برات مهم بود؟! هیچی! "شهادت"! ... منت باید کشید از خدا که اجازه ی قربانی کردن بدهد)

 

امیرالمونین می گوید «خداوند، بندگانی دارد که به شان نعمت هایی داده است برای منافع مردم! پس این نعمت را در دست اینها قرار داده که بذل کنند، اگر استنکاف بورزند، از آنها می گیرد و به دیگری میدهد»

 

کاش مادرهای ما اینطور بچه هاشان را تربیت می کردند که :« فرزندم! درس بخوان زحمت بکش دکتر شو مهندس شو پول فراهم کن خانواده تشکیل بده فرزندان خوب تربیت کن داراییهای ارزشمندی برای خودت فراهم کن، شاید خدا یک روزی لطف کرد و بهت فرصت داد قربانی شان کنی! »

 

خدا در طول تاریخ به هیچیک از انبیا و اولیا فرصت اینطور قربانی کردن نداد...ته ش حضرت ابراهیم بود که نیمه راه خدا گفت "بس ه دیگه!" فقط به یک نفر اجازه داد که «هرچه می خواهی بیاوری بیاور...همه ش قبول است!» حالا هی به اباعبدالله می گویند «این زن و بچه را دیگر کجا میبری؟!» حسین چه جوابی بدهد به اینها؟! چه میفهمند که عزیز ترین داراییهای حسین همینها هستند (که تا لحظه ی آخر، چشم امام به خیام است و نگران اینها)...و لاجرم، عزیزترین قربانی ها...

 

"شکر"، یعنی نعمت را در جای خودش مصرف کردن؛ یعنی نعمت را در جهت قرب به خدا مصرف کردن؛ خب بهترین جای مصرف هر نعمتی(یعنی برترین شکر هر نعمتی) قربانی کردن آن است!... بعد شما دعای عرفه را که می خوانید؛ اصلا "عطشِ شکر" موج می زند در آن... چند صفحه امام حسین فقط یکی یکی نعمتهایی را که خدا داده نام می برد که "خدایا چطوری شکر کنم این را؟!" انگار که التماس کند که "خدایا! اجازه بده تک تک این نعمتها را فدای تو کنم..."

 

 

مرحوم عبد صالح خدا جناب حاج قدرت الله لطیفی نسب(ره) بانی طرح جدید مسجد مقدس جمکران همین سه سال گذشته از دنیا رفته اند . ایشان محضر بسیاری از اوتاد و اهالی معنا در طهران قدیم و قم را درک کرده اند . واقعاْ سابق در همین تهران چه نفوسی زندگی می کردند . البته بنده درباره شکل و شیوه تشرفات این دست از اهل باطن عقیده ویژه ای دارم اما در کل تشرفات انکار ناپذیرند . شکل و راه تشرفات این گونه اولیای خدا قابل بحث است اما حقیر معتقدم اگر دوستان واقعی خدا در شکافهایی خاص از زمان خدمت ولی الله الاعظم نرسند و بین مردم نیایند حتماْ عوام الناس همدیگر را می درند . مطلب زیر از سایت این بزرگوار است . بنده نه تاییدیه ای از جایی گرفتم و نه در حد تردیدم . اما چون مطالعه آن مفید است و موثر / ملزم می دانم خوانندگان دائمی وبلاگ یکبار هم که شده مطالعه بفرمایند . متن زیر یکی از سخنرانی های ایشان است :

 

یکي از بندگان صالح خدا، از دوستان و شيعيان مخلص حضرت مولا صاحب الزمان‌ سلام الله علیه، كه چندي پيش به محضر مقدس آقا شرف ياب شده بود نقل مي‌کرد:

 

به حدّي وجود مقدس آقا سلام الله عليه را افسرده و ناراحت ديدم که همين طور از چشمان مبارک شان اشک جاري بود و از شيعيان و دوستان شان گله‌ مند بودند، که چرا اين‌قدر در حقّ ما جفا و کوتاهي مي‌کنند و براي ما دعا نمي‌کنند. در صورتي که اگر شيعيان و محبان ما، با اخلاص دعا و استغاثه كرده، و از خداوند طلب فرج کنند، خداوند به آنها فرج داده، از اين گرفتاري روز افزون دنيا آنها را نجات مي‌دهد؛ ولي افسوس که اينها در دعا کردن کوتاهي مي‌کنند.

 

اين نکته را همه شنيده و مي‌دانيم که بني اسراييل از فشار‌ها، گرفتاري‌ها و سختي‌هايي که فراعن مصر بر سر آنها مي‌آوردند به تنگ آمده بودند. عده اي از خواصّ آنان، چهل روز سر به بيابان‌ها گذاشتند و به گريه و ناله و استغاثه پرداخته، پيشاني بر خاک نهادند. خداوند هم بر آنان ترحّم کرد و بنابر برخي روايات 120 سال و بنابر برخي ديگر 180 سال قيام حضرت موسي را جلو انداخت وبا آمدن موسي، بني اسراييل را از شرّ فرعون و فرعونيان نجات داد. مولای عزیز ما امام صادق سلام الله علیه فرمودند: اگر آنچه را قوم موسي انجام دادند شما هم انجام دهيد (با همان کيفيت و شيوه‌اي که آنها عمل کردند و انقلاب به پا نمودند و از همه چيز گذشته و دعا کردند) براي شما هم فرج حاصل مي‌شود.

 

ولي متأسفانه تا به حال در بين ما شيعيان چنين اتفاقي نيفتاده و نبوده‌اند کساني که آنها را به اين سمت تشويق و حتّي اجبار کنند که فرج را از خدا بخواهند. در حالي که در زمان حضرت موسي عده‌اي از خواص بودند که مردم را تشويق کردند که از زندگي و کسب و کار دست برداريد و برويد استغاثه کنيد. خدای متعال مرحوم شرفي، نبوي و جوادي را رحمت کند. حدود 43 سال قبل؛ سي - چهل نفر از منتظران درمشهد ـ که الآن دو سه نفر بيشتر از آنان زنده نيستند ـ روزي از مشهد خارج شده و به کوهي در دو سه فرسخي شهر رفتند. ظاهراً هوا هم سرد بوده ... نيمه‌هاي شب که سرما آزارشان مي‌داده به داخل غاري در ميانة کوه رفته و آتش روشن مي‌کنند. در تمام مدت هم گريه و فرياد مي­کرده‌اند. شب‌هاي دوم و سوم چند نفر از اينان به حالت غش مي‌افتند و در شرف مرگ قرار مي‌گيرند. اينها از ابتدا هيچ چيزي با خود نبرده بودند و بسيار جدي عزم کرده بودند که يا بمیرند و يا اينکه فرج مولا صاحب الزمان سلام الله علیه را بگيرند. مرحوم آقاي شرفي نقل می کردند:  ما وقتي ديديم نيمه شب سرما شدت گرفت و شرايط اينجور شد، چند نفري با هم نشستيم و شور کرديم. در جلسه دربارة اين بحث کرديم که اگر چندتا از اينها بميرند و دولت بفهمد، سراغ ما مي‌آيند و دچار مشکل مي‌شويم. از همين رو به هر زحمتي بود بيماران جمع را که شبيه جنازه بودند، از آنجا منتقل کرديم و بي آنکه هيچ نتيجه­ اي از آن ماجرا به دست بياوريم برگشتيم.

 

اين يک حرکت کوچک مذبوحانه و غلطي بوده است. شکل حرکت اصلاً درست نبوده است. بايد يک حرکت کلّي اتفاق بيفتد و عموم شيعيان بخواهند و کار را از روي اساس و منطق درست و حسابي انجام بدهند، نه اينکه هيچ چيزي با خود نبرند و به اين اميد باشند که جبرييل براي ما از بهشت مائده مي‌آورد. هر کسي براي خودش يک کوزه آب و سفره ناني بردارد و بعد به گريه و استغاثه بپردازند. مهم آن ناله و گريه و استغاثه و از خداوند خواستن است؛ خداوند هم بالاخره فرج را مي‌رساند.

اگر "ما" بخواهيم مي‌شود ؛ علتش هم اين است که از ما خواسته‌اند دعا کنيم و بخواهيم؛ و الّا اگر بنا بود خواستن ما بي ثمر باشد اين همه سفارش و تأکيد نمي‌شد. نخواسته‌اند كه ـ نستجير بالله ـ ما را گول بزنند. امام عصر‌سلام الله علیه  فرموده‌اند «هرچه مي‌توانيد براي فرج من دعا کنيد، که فرج شما در فرج من است». يعني تا براي من فرج نشود براي شما هم فرجي رخ نمي‌دهد. مگر ـ نستجير بالله ـ ايشان مي‌خواسته­ اند شيعيان خود را فريب بدهند؟! آيا اساساً اين تصوّر منطقي است؟

پس دعا کردن اثر دارد. دعا, خواستن است. بايد از خدا خواست تا او اجابت کند. بسياري از افراد بوده‌اند و در کتاب‌ها هم آمده که استغاثه کرده‌اند و حاجتشان را گرفته‌اند، و ما هم اگر استغاثه کنيم قطعاً جواب مي­ گيريم.  متأسفانه هنوز اين دعا و خواستن ، جمعي و عمومي‌ نشده است . شهري و روستايي، تاجر و بازاري و اداري و... باید بخواهند. بايد همه با هم بخواهند تا اجابت شود.

شما نگاه کنيد همين الآن دنيا در آتش فتنه و فساد در حال سوختن است. هر کس قوي تر است ضعيف را مي‌زند، و هرکس پولدارتر است به زيردستان خود بيشتر ستم مي‌کند. توجه نداريم که مُصلِح همه اين گرفتاري‌ها، بدبختي‌ها، بيچارگي‌ها، فسادها، تعدي‌ها وفحشاها و... کسي جز امام عصر سلام الله عليه نيست و فقط امام عصر و حجت و وليّ خداست که چنين قدرتي دارد. تا اين آقا نيايد دنيا اصلاح نمي‌شود. نور پروردگار، وجود مقدس مولا صاحب الزمان سلام الله علیه است که مي‌تواند همه چيز را اصلاح کند. ما دنبال چه هستيم؟

آن شخص مي‌گفت : ديدم امام عصر سلام الله عليه  آن‌ قدر ناراحت هستند که اشک‌هاي مبارک شان همانند دانه‌هاي مرواريد روي محاسن شان مي ­ريخت و از من و شما و امثال ما و خلاصه همه و همه گله و شکايت داشتند...

 

خدا به آبروي آن عزيز، همه ما را به وظايف مان آشنا کند و ما را به خواسته‌هاي ايشان نزديک کند تا بدانيم چه بايد بکنيم.

يکي از اين بندگان خدا برگه اي به دستم داد که وقتي بعضي عبارات آن را خواندم گريه‌ام گرفت. در اين برگه آمده که حضرت فرمودند:

 

"به مردم بگوييد که براي من به اندازة یک زنداني يا لااقل يک مريض دعا کنند."

 

يعني شما ببينيد وقتي يکي از نزديکان تان،  پدر یا مادر و يا اولادتان بيمار می شود، چطور نذر و دعا مي‌کنيد؟ آيا وجداناً براي امام عصر‌سلام الله علیه هم ما همين‌طور دعا مي‌کنيم؟!
کسي كه براي ( برآورده شدن) حاجت خود نذر مي‌کند چهل شب چهارشنبه به مسجد مقدس جمکران برود؛ اگر به قصد ظهور من اين کار را انجام دهد زودتر حاجت اش روا مي‌شود.

يعني اگر همگي دست از کار و زندگي و همه چيز خود مي‌کشيدند، و جز ظهور مولا صاحب الزمان‌ عجل الله تعالی فرجه الشریف هيچ چيز دیگری براي آنها اهميت نداشت، و از خداوند ظهور حضرت را طلب مي‌کردند، فرج مي‌رسيد.

 

آن شخص به حضرت عرضه مي‌دارد: اکثر مردم شما را مي‌خواهند و هميشه دعاي تان مي‌کنند. حضرت هم در جواب او فرمودند:

"از هر صد نفر که دعا مي‌کنند فقط يک نفر خالص است و براي فرج من دعا مي‌کند و بقيه همه هواي نفس است."

يعني نود و نه درصد از آنها که «اللهمّ عجلّ لوليّک الفرج» مي‌گويند مصداق اين صحبت هستند. اينجاست که انسان آتش مي‌گيرد. حضرت ادامه دادند:

"شيعيان ما به اندازة آب خوردني هم ما را نمي‌خواهند. اگر مي‌خواستند، از صميم قلب و جدّي دعا مي‌کردند و فرمان ظهور از جانب پروردگار مي‌رسيد."

سپس حضرت رو به سيد الشهداء‌(ع) نموده و فرمودند:

"يا جدّاه!... شما در کربلا تنها مانديد و من هم در اين زمان تنها مانده ام! من هم درصحراها تنها هستم. کسي به نداي من توجه نمي‌کند. من خيلي تنها هستم. مردم در طرف ديگر براي خود زندگي مي‌کنند و من در طرف دیگر تنها مانده‌ام."

 


حضرت، مجدداً رو به آن دوست نموده، فرمودند:

 

"چرا به مردم نمي‌گوييد من مظلوم هستم. مردم مرا فراموش کرده‌اند. برو به مردم بگو امام زمان تان مظلوم وغريب است. من مظلوم‌ترين فرد عالم هستم. دلم خون است. براي ظهورم دعا کنيد. اگر براي ظهورم دعا کنيد به سرعت يک چشم برهم زدن (امر ظهور، اصلاح و) درست مي‌شود."

اين بيان طبق همان روايت است که فرمودند: ظهور «بغتة» ( ناگهاني) اتفاق مي‌افتد. اگر شما دعا کنيد، و با اخلاص درخواست کنيد، بي آنکه کسي خبر و اطلاع داشته باشد، ظهور به طور ناگهاني اتفاق مي‌افتد. شب همه در خوابند و ناگهان نداي حضرت جبرئيل بلند مي‌شود. اين معناي «بغتة» است.

 

"خدايا آنچه را به من وعده داده‌اي عنايت بفرما. قيامم را محقق و گام‌هايم را استوار کن و به واسطة من جهان را از عدل و داد لبريز فرما. وقتي خداوند به ما اجازة سخن و قيام بدهد، حق به طور کامل آشکار و باطل به طور کامل نابود، و پريشاني به طور کلّي از ميان شما محو مي‌شود. بهره بردن مردم از وجود من در دوران غيبتم، همانند بهره بردن آنان از خورشيد است، هنگامي‌که هوا ابري است. ظهور من پس از ساليان دراز و تاريک شدن قلب‌هاي مردم و حکم‌ فرما گرديدن ستم و بيداد در سراسر دنيا خواهد بود."

 

حضرت ولي عصر‌ سلام الله علیه فرمودند:

"به شيعيان و دوستان ما بگوييد خداوند را به حقّ عمه‌ام حضرت زينب سلام الله علیها قسم بدهند که فرج مرا نزديک بفرمايد."

حضرت مهدي‌ سلام الله علیه در عالم خواب به آيت الله سيد محمد‌هاشم گلپايگاني فرمودند:

"برشما شيعيان است که در همه حال دعاي فرج را بخوانيد، و فرج مرا از خداوند بخواهيد."


بر منبرها به مردم بگوييد همانند «حرّ بن يزيد رياحي» توبه کنند و آنگاه براي حضرت حجّت و تعجيل ظهورشان دعا کنند. اين دعا مانند نماز (ميت) واجب کفايي نيست که با خواندن عده اي (در يک مسجد يا شهري) از عهده بقيه ساقط شود، بلکه همانند نمازهاي يوميه،  بر همه واجب است و هيچ‌کس نمي‌تواند آنرا ترک کند، دعا بر وجود مقدس امام عصر سلام الله علیه  بر همه واجب است.

 

امام صادق‌ سلام الله علیه فرمودند:

 

هنگامي‌که عذاب بر بني اسراييل نازل شد، آنها تا چهل روز در پيشگاه خداوند ناله و زاري كرده، نجات خود را از خداوند مسئلت نمودند. خداوند دعاي آنان را اجابت فرمود و به حضرت موسي و‌هارون وحي نمود: برويد بني اسراييل را از دست فرعونيان نجات دهيد. در نتيجه خداوند 170 يا 140 سال باقيمانده به ظهور موسي را صرف نظر کرد. شما شيعيان هم اگر چنين کنيد و ظهور ما را از خداوند بخواهيد به شما عنايت مي‌شود.

من از همة شما مي‌پرسم آيا اين صحبت درست است يا خير؟ اگر درست است پس چرا مردم را به سمت ايشان راهنمايي نمي­ کنيم تا همة مردم فرياد «واغوثاه» سر دهند و امام عصر سلام الله عليه  بيايند؟

مولای عزیز ما امام صادق‌ سلام الله علیه به مفضل فرمودند:

 

اي مفضل، اخبار و احاديث و روايات مربوط به ظهور حضرت مهدي را به شيعيان ما برسان تا مردم در دين خود شک نکنند و هرچه مي‌توانند براي ظهور آن حضرت دعا کنند.

 

شما نگاه کنيد اين همه در روايات حضرات معصومين سلام الله علیهم به دعا براي ظهور تأکيد و سفارش شده که هرچه مي‌توانيد براي فرج آن عزيز ناله و گريه کنيد و از خدا بخواهيد. شما از هر کس بپرسيد که شرايط فعلي دنيا را چه کسي مي‌تواند اصلاح کند، پاسخ همه اين است که تنها امام زمان‌عجل الله تعالی فرجه الشریف مي‌تواند. چرا با اين حال ما مردم را به اين سمت راهنمايي نمي‌کنيم؟

 

اين ماجرا را همه شنيده‌ايم که، در زمان مرحوم ميرزاي شيرازي وباي شديدي در سامرا آمد. شدّت بيماري به قدري زياد بود که جنازه‌هاي افراد،  کنار خيابان‌ها افتاده بود و کسي نبود آنها را جمع آوري کند. آنهايي که از لحاظ مالي قدرت داشتند، از شهر بيرون مي‌رفتند و بقيه عملاً محکوم به فنا بودند. روزي ميرزا در مجلس درسش گفت : من حکم مي‌کنم همه مردم زيارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوانند. سه روز بعد وبا به کلي برطرف شد. اين حقيقت است و داستان نيست. اين بدبختي‌هايي که در  گوشه های دنيا گريبان‌گير شيعيان و مسلمانان شده از وبا بدتر نيست؟ چرا ما دسته جمعي چنين حرکتي را براي تعجيل در فرج انجام نمي‌دهيم؟ همة آنها که دلشان مي‌سوزد و امام زمان را مي‌خواهند و اين مفاسد را نمي‌توانند تحمل کنند، بیایند دسته جمعي براي حضرت حرکت کنيم و زيارت عاشورا را بخوانيم. پيامبر اکرم صلوات الله علیه وآله به سلمان فرمودند: سلمان، زماني مي‌آيد که نگه داشتن ايمان از نگه داشتن آتش سرخ در دست سخت تر است. از همة شما مي‌پرسم آيا همين دوران ما را حضرت توصيف ننموده ­اند؟ آيا الآن کسي مي‌تواند به راحتي دين و ايمان خود را نگه دارد؟!  بشر!... تو ديگر منتظر چه هستي ؟ چه قرار بوده اتفاق بيفتد که هنوز اتفاق نيفتاده است؟ تا شرايط دنيا از اين بدتر نشده بياييد همه با هم فرياد بزنيم و استغاثه کنيم و وجود مقدس امام عصرسلام الله علیه را از خداوند بخواهيم،  تا بيايند و دنيا را از اين وضعيت نجات دهند. خاتمه دهنده به اين بساط و مصلح حقيقي تنها امام زمان‌ سلام الله علیه است.

 


وجود مقدس مولای عزیز ما اميرالمومنين سلام الله علیه در جواب خواصّ ـ که به ايشان اعتراض و گله مي‌کردند چرا قيام نمي‌کنيد؟ ـ مي‌فرمودند: اگر فردا صبح تنهت بيست نفر از شما جمع شويد قيام مي‌کنم.  فردا صبح که شد تنها سلمان، مقداد، ابوذر، عمار و جمعي که تعدادشان هفت نفر نمي‌شد جمع شدند. اين ماجرا چند مرتبه تکرار شد و باز آنها زير حرفشان زدند. با يک محاسبة سرانگشتي حساب کردم ديدم جمعيت آن وقت مدينه حدود صد هزار نفر بوده است. الآن جمعيت شيعيان دنيا را مي‌توانيم حدود دويست ميليون نفر در نظر بگيريم. بيست نفر از صد هزار نفر معادل چهل هزار نفر از دويست ميليون نفر است. اگر چهل هزار نفر همانند سلمان و مقداد و... الآن باشند قطعاً حضرت ظهور مي‌کنند و تشريف مي‌آورند.

 

خداوند، همة شيعيان را از خواب غفلت بيدار کند. همه را خواهان ظهور مولا صاحب الزمان‌ سلام الله علیه قرار بدهد. "خدا" بايد لطف کند و از ما جز دعا کردن برنمي‌آيد. هر روز، هر ماه و هر سال اين دنياي بيمار،  وضعش بدتر از قبل شده و بهتر نشده است. اينها رنگ‌هايي است که شيطان مي‌ريزد تا مردم را فريب دهد. مصلح حقيقي بايد بيايد، تا او نيايد وضعيت دنيا درست شدني نيست. همه وظيفه داريم ـ به قدر قدرت و نفوذمان، آنهايي را که از ما شنوايي دارند؛ خانواده، دوستان و آشنايان مان  را وادار کنيم هر صبح و شب و هر آن ، براي وجود مقدس مولا بقية الله سلام الله علیه دعا کنند و از خدا با سوز دل و اخلاص بخواهند تا ظهور حضرت را  به ما عنايت کند.

 

 

 

مصرف قهوه می‌تواند خطر ابتلا به سرطان پوست موسوم به کارسینوم سلول بازال (BCC) را کاهش دهد.

مطالعه نشان می دهد که مصرف قهوه ممکن است یک گزینه مهم برای کمک به جلوگیری از BCC باشد.

محققان اعلام کردند زنانی که بیش از سه فنجان قهوه در روز مصرف می‌کنند، 20 درصد کمتر به BCC مبتلا شده و مردانی که بیش از سه فنجان در روز قهوه مصرف می‌کنند 9 درصد کمتر به این بیماری در مقایسه با افرادی که کمتر از یک فنجان در هر ماه مصرف می‌کنند، مبتلا می‌شوند.
 
مقدار مصرف قهوه به طور معکوس با خطر ابتلا به سرطان BCC پوست همراه است.

 

 

متخصصان انستیتو «علوم زیست مولكولی» در دانشگاه «كوئینزلند» طی آزمایشاتی به بررسی توانایی تیره عنكبوتیان برای مقابله با سلولهای سرطانی پرداختند. آنها امیدوارند كه در زهر عنكبوت به یك تركیب پیچیده مولكولی به عنوان ماده‌ای طبیعی برای درمان سرطان سینه دست پیدا كنند.

دكتر دیوید ویلسون روی زهر گونه‌ای عنكبوت به مدت دو سال آزمایش كرده و به نتایج امیدبخشی دست یافته است. ویلسون و تیم دستیارانش 300 مولكول را در زهر این عنكبوت ایزوله كرده و این مولكول‌ها را در تماس با سلولهای سرطانی قرار دادند تا نحوه تعامل آنها را بررسی نمایند.

وی می‌گوید: ما امیدواریم كه برخی از این مولكول‌ها بتوانند سلولهای سرطانی را مورد حمله قرار دهند و در آینده برای مقابله با این بیماری مورد استفاده قرار بگیرند.

 

 

دانشمندان موفق به کشف رابطه قوی در ابتلا به سرطان سینه و کم تحرکی در زنان شده اند.


براساس گزارش، زنانی که طی روز فعالیتهایشان را بطور نشسته و پشت میز انجام می دهند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان سینه هستند.

در واقع بی تحرکی, کمک به تنظیم نشدن هورمونهای رشد بدن می کند و تنظیم نبودن هورمونهای رشد بدن، یکی از عوامل مهم در   ابتلا به سرطان سینه و روده به شمار می‌رود.
محققان در این تحقیق دریافتند که سالانه 92 هزار نفر به دلیل کم تحرکی مبتلا به سرطان سینه و روده می شوند.

بر اساس این گزارش، در زنان یائسه، پیاده‌روی روزانه به دلیل  تاثیر بر عوامل کلیدی موثر در ابتلا به سرطان سینه، مانند "هورمون جنسی، مقاومت انسولین، چاقی" شانس ابتلا به آن را کم می کند. به گفته محققات 30 دقیقه ورزش در روز کمک شایانی در عدم ابتلا به این بیماری می کند.

 

 

مطالعات اخیر بر روی زنان، حاکی از موج افزایشی ابتلا به سرطان دهانه رحم در میان زنان در دهه بیست سالگی است.

براساس آمار بهداشت انگلستان، شیوع این سرطان در انگلیس بین سالهای 1992 تا 1994 و 2006 الی 2008 بیش از 40 درصد رشد داشته است. به دلیل شیوع بالای این بیماری در انگلیس، زنان این کشور، هر سه سال از سن 25 سالگی موظف به انجام معاینات گردنی هستند.

معاینات گردن در میان زنان اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی چند سال زودتر و از سن 20 سالگی آغاز می شود. براساس مطالعات، در سالهای 1992 الی 1994 در انگلیس از هر 100 هزار نفر 6 زن بین سنین 20 تا29 مبتلا به این بیماری شده اند که برابر با 215 نفر در سال است.

بین سالهای 2006 و 2008 تعداد مبتلایان بین سنین ذکرشده به 8 نفر در هر 100 هزار و برابر با 283 نفر در سال افزایش نشان داد. این در حالی است که بیماری  نوعی از سرطان محسوب می شودکه قابل پیشگیری است.

 

 

ين نتايج حاصل كار دكتر ادوارد جيووانوچي، استاد دانشكده هاروارد است كه براساس آن نوشيدن قهوه براي آن دسته از بيماري‌هاي سرطاني كه با چاقي، استروژن و انسولين مرتبط است، تاثيرات مثبت دارد.

قهوه در مقايسه با بيش‌تر سبزيجات و ميوه‌ها آنتي‌اكسيدان‌هاي بيش‌تري دارد. بر اساس يافته‌هاي اين تحقيق كه در پايگاه اطلاع‌رساني «اخبار كوتاه» منتشر شد، ميزان تاثير قهوه مصرفي افراد مشخص و محدود است. به عبارتي اگر فردي روزانه دو تا سه فنجان قهوه مصرف كند، خطر ابتلاي او به اين سرطان فقط تا هفت درصد كاهش مي‌يابد.

 

این سازمان امسال و در آستانه ورود به سال جدید میلادی، گزارشی در مورد سرطان در سال 2011 میلادی منتشر کرده است.

این گزارش می گوید، بیش از صد نوع سرطان در دنیا شناخته شده است که هر کدام از انواع آن ها ممکن است بخشی از بدن را دچار کند.

از سال 2003 تا کنون هر ساله 15 درصد از آمار مرگ و میر در دنیا به علت ابتلا به سرطان بوده است که بخش زیادی از آین مرگ و میر به علت سرطان (حدود 70 درصد) در کشورهای توسعه نیافته و فقیر دنیا رخ داده است.

مردان عموما به سرطان ریه، معده، کبد، کولون (انتهای روده بزرگ) و مری مبتلا می شوند و زنان به ترتیب به سرطان سینه، ریه، معده، کولون و گردنه رحم.

عامل 22 درصد از سرطان های دنیا به خاطر کشیدن سیگار است؛ عاملی که می توان با پیشگیری و توقف آن از آمار ابتلا به سرطان کاست. یک پنجم از مبتلایان به سرطان با رعایت دستورات ساده پزشکی می توانستند درمان شوند. دستوراتی که عمل به آنها ساده است اما رعایت نمی شوند.

نکشیدن دخانیات مانند سیگار، قلیان، پیپ و سایر مواد دخانی، رعایت رژیم غذایی سالم، ورزش و تحرک جسمانی، عدم استفاده از مشروبات الکلی و مراجعه هر 6 ماه یکبار به پزشک برای بررسی کارکرد اعضای بدن (چک آپ) بهترین روش برای جلوگیری از ابتلا به سرطان است.  

در ایران نیز سرطان پس از بیماری های قلبی و تصادفات، سومین عامل مرگ و میر شناخته شده است و سرطان معده بیشترین آمار مرگ و میر در ایران را تشکیل می دهد که علت عمده ابتلا به آن می توان علاوه بر وجود زمینه های ژنتیکی، به علت رعایت نکردن تغذیه درست و نخوردن موادی مانند فیبر باشد.

گقتنی است سرطان بیماری‌ای است که در آن سلول‌های بدن در یک تومور بدخیم به طور غیر عادی تقسیم و تکثیر می‌شوند و بافت‌های سالم را نابود می‌کنند. سلول‌های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول‌ها جدا می‌افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا عوامل بیرونی هم‌چون ویروس و مواد سرطانزا موثر باشد.

تبليغات

عضویت در خبرنامه

تبليغات
لينک دوستان
امکانات

هدايت به بالاي