نمونه دوم: آقا داماد 2000 سكه مهريه دختر ميكند، حق طلاق را به او ميدهد و متعهد ميشود كه يك آپارتمان به مبلغ 5/1 ميليارد تومان براي او بخرد و پس از صرف مبلغ بسيار بالايي براي عروسي، حالا بعد از يك سال زندگي كه اغلب اوقات آن را در خارج بودهاند به بنبست رسيده و مشكل خود را با بنده در ميان گذاشته است...
نمونه سوم: آقايي كه بنا به اظهار خودش دست به هر كاري زده تا پول به دست بياورد و با افتخار ميگويد كه من حتي قاچاق انسان نيز به آن طرف آبها كردهام. او براي اينكه نظر خانواده مرفه ديگري كه در اثر فروش ميليونها زمين، ثروت كلاني را صاحب شدهاند، به دست بياورد قبل و بعد از عقد مخارج زيادي كرده است و چون به مقصود خود كه تصاحب بخشي از ثروت عروسخانم بوده، نرسيده برآشفته شده و به يكديگر تاختهاند و حال مسئله را براي حل و فصل نزد اينجانب آوردهاند.
علت اول: تغييرات دائمي قوانين صادرات و واردات و همچنين تغييرات خريد و فروش زمين كه به نفع عدهاي و به ضرر عدهاي ديگر تمام شده، سرازير شدن پول نفت به بازار و اقتصاد بيمار ما، رانت و رانت خواري و استفاده ويژه از امكانات براي طبقاتي خاص موجب ثروت افسانهاي براي عدهاي شده كه چون براي به دست آوردنش زحمتي نكشيدهاند الزاما براي خرج كردنش هم نگراني ندارند.
علت دوم: تازه به دوران رسيدگي عدهاي نوكيسه كه براي اعتبار و دريافت وجهه اجتماعي در تلاش هستند تا حقارتهاي گذشته خود را بپوشانند و به من و شما ثابت كنند كه اينها با ديگران فرق دارند.
علت سوم: نداشتن ريشه و اصل و نسب درست و حسابي كه چون فاقد عزت نفس كافي هستند مجبورند تا با اينگونه ولخرجيها خود را به رخ ديگران بكشند، وگرنه يك انسان عاقل و با بصيرت اگر حتي پول بادآوردهاي هم به دستش برسد، سعي ميكند به جاي اينگونه اعمال و رفتار كه موجب احساس تبعيض بين طبقات فرودست ميشود در تكاپوي اعمالي باشد كه به درد دنيا و آخرت او بخورد. عصيانها و اعتراضها كه در بعضي از جوانان ما وجود دارد، ناشي از همين ولخرجيهاي بيمارگونه عدهاي از افراد نامتعادل است كه تفاوت فاحش بين فقير و غني را به نمايش ميگذارد.





































